|
|
|
|
|
+
نوشته شده در شنبه 30 خرداد1388ساعت 10:43 توسط Siavash.math
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در یکشنبه 3 خرداد1388ساعت 14:21 توسط Siavash.math
|
|
||
|
|
|
|
|
چهارصد سال پيش، وسايل امروزي كه بتوانند محاسبات را به سرعت و با دقت انجام دهند،وجود نداشت. بازرگانان براي محاسبه، دچار زحمت بودند. تا اين كه رياضيداني از كشور اسكاتلند به نام «جان نپر» توانست تا حدود زيادي مشكل آنها را حل كند.
با استفاده از استخوانهاي نپر، حاصل 8×64 به صورت زير به دست ميآيد:
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 24 فروردین1388ساعت 11:46 توسط Siavash.math
|
|
||
|
|
|
|
|
جان نپر « 1617 – 1550 » ( John Napier ) وقتي پدرش فقط 16 سال داشت به دنيا آمد ، قسمت اعظم زندگي خود را در ملك خانوادگي خود يعني (كاخ مرچيستون) نزديك (ادينبورو ) اسكاتلند گذراند و عمده انرژي خود را در جدال هاي سياسي و مذهبي آن زمان صرف كرد. وي به شدت ضد كاتوليك بود . در سال 1593 ادعا نامه اي تند و پرخواننده اي عليه كليساي رم تحت عنوان (كشف ساده اي از كليه مكاشفات يوحناي قديس) منتشر ، و سعي كرد ثابت كند كه پاپ ضد مسيح است ، كتاب 21 بار به چاپ رسيد ، كه حداقل 10 بار آن در دوران حيات مؤلف بود ، و نپر باور داشت كه شهرت وي در بين نسل هاي بعدي بر مبناي اين كتاب خواهد بود . نپر همچنين پيشگويانه از پيداش ماشين هاي جهنمي جنگي گوناگوني نام برده كه طرحها و نمودار هايي با نوشته هايش همراه بود ، وي پيشگويي كرد كه در آينده آتشبازي به وجود مي آيد كه قادر به پاكسازي ميداني به محيط 4 مايل از هر موجود زنده اي با بيش از يك پا بلندي خواهد بود و ابزار هاي دريانوردي زير آب و ارابه اي با پوزه جانداري ساخته از آهن به عرصه مي آيند كه بر هر سو مرگ مي پراكند . در جنگ جهاني اول اين پيشگويي ها به ترتيب در وجود مسلسل ، زير دريايي و تانك نظامي تحقق پيدا كردند . شگفت آور نيست كه نبوغ و قدرت تجسم نپر بعضيها را بر آن داشت تا وي را از لحاظ فكري نا متعادل پندارند و برخي ديگر به او به عنوان رواج دهنده سحر و جادو نگاه كنند . داستانهاي بسيار و احتمالا بي پايه اي ، در تاييد اين نظريات گفته مي شوند . زماني وي اعلام كرد كه خروس سياه زغالي او براي وي مشخص خواهد كرد كه كداميك از خدمتكارانش از او دزدي مي كند . خدمتكاران يك به يك به اتاق تاريكي فرستاده شده بودند ، با اين دستور كه پشت خروس را نوازش كنند . بدون اطلاع خدمتكاران ، نپر پشت خروس را به دوده چراغ آغشته كرده بود ، و خدمتكار مجرم ، در بيم از دست زدن به خروس ، با دستهاي تميز باز گشته بود . مورد ديگري نيز وقتي بود كه نپر از دست كبوتر هاي همسايه كه حبوبات او را مي خوردند ، به تنگ آمده بود . وي تهديد كرد در صورتي كه همسايه اش جلوي پرواز اين پرندگان را نگيرد ، آنها را ضبط خواهد كرد . همسايه ، با اين تصور كه گرفتن كبوتر هايش عملا غير ممكن است ، به نپر گفت كه وي مخير است كه اگر آنها را بگيرد . روز بعد همسايه شگفت زده كبوتر هاي خود را تلو تلو خوران روي چمن نپر مشاهده مي كند كه نپر با خونسردي آنها را در كيسه اي مي ريخته است . نپر پرندگان را با پاشيدن نخود فرنگي هاي آلوده به شراب پيرامون چمن خود مست كرده بوده است . نپر براي رهايي از مناقشات سياسي و مذهبي خود را با مطالعه رياضيات و علوم سرگرم مي كرد و نتيجه اش 4 ثمره نبوغ اوست كه در تارخ رياضيات ثبت شده است 1» اختراع لگاريتم 2» يا آور زيركانه اي ، موسوم به قاعده اجزاء مستدير ، براي به دست آوردن دوباره فرمولهايي كه در حل مثلث هاي قائم الزاويه كروي به كار مي روند . 3» حداقل دو فرمول مثلثاتي از يك گروه 4 تايي معروف به مشابهات نپر كه در حل مثلثهاي غير مشخص كروي مفيدند . 4» اختراع اسبابي موسوم به ميله هاي نپر يا استخوانهاي نپر ، مفيد در ضرب ، تقسيم ، واستخراج ريشه هاي دوم اعداد به طور مكانيكي .
نپر بحث خود درباره لگاريتمها را در 1614 در رساله اي تحت عنوان شرح قانون شگفت انگيز لگاريتم ها منتشر كرد . اين اثر حاوي جدولي است كه لگاريتم سينوس زوايا را براي دقيقه هاي متوالي يك كمان مي دهد . رساله شرح علاقه فوري و گسترده اي رابرانگيخت ، و در سال بعد از انتشار آن هنري بريگز (1631-1561 ) استاد هندسه در كالج گرشام در لندن ، و بعداٌ استاد در آكسفورد ، به ادينبورو سفر كرد تا مراتب احترام خود را به مخترع كبير لگاريتمها ادا كند . در ضمن اين ملاقات بود كه نپر و بريگز به اين توافق رسيدند كه جداول در صورت چنان تبديلي كه لگاريتم 1 ، 0 و لگاريتم 10 هر توان مناسبي از 10 شود ، مفيد تر خواهد بود . بدين ترتيب لگاريتم امروزي بريگزي ، يا متعارفي ، تكوين يافت . اين گونه از لگاريتم ها ، كه اساسا لگاريتم هايي در مبناي 10 مي باشند ، كارآيي برتر خود را در محاسبات عددي مرهون اين حقيقت هستند كه دستگاه شمار ما نيز در مبناي 10 است . براي دستگاه شماري كه پايه ديگري مانند b داشته باشد ، به منظور محاسبات عددي ، مناسبتر خواهد بود كه جداول لگاريتم نيز در مبناي b باشند. كلمه لگاريتم به معني « عدد نسبت » است و توسط نپر ، بعد از آنكه بدواٌ از اصطلاح عدد ساختگي استفاده كرد، اتخاذ گرديد. بريگز كلمه مانتيس را ، كه كلمه لاتيني متاخري از ريشه اتروسكي است ، معمول كرد ، كه در اصل به معني « جمع » يا « پارسنگ » بوده و در قرن 16 معني « ضميمه » را يافت .اصطلاح مفسر توسط بريگر نيز پيشنهاد شد و به وسيله ولاك به كار رفت . اختراع شگفت انگيز نپر در سرتاسر اروپا به گرمي مورد استقبال واقع شد . در نجوم ، بويژه ، زمان براي چنان اكتشافي بسيار آماده بود . بنا به اظهار لاپلاس ، اختراع لگاريتم ها « با كوتاه كردن زحمات ، عمر منجمين را 2 برابر كرد » . تنها رقيب نپر در پيشقدمي در اختراع لگاريتم بورگي (1632 – 1552 ) ابزار ساز سويسي بود . بورگي جدولي از لگاريتم ها را مستقل از نپر به تصور در آورده و آنرا ساخت و نتايج كارهاي خود را در 1620 شش سال بعد از اينكه نپر كشف خود را به جهانيان اعلام كرده يود ، منتشر نمود . گرچه هر دوي آنها ايده لگاريتم را مدتها قبل از انتشار در ذهن خود پروانده بودند ، عموما اعتقاد بر اين است كه اين ايده اول بار به ذهن نپر راه يافته بوده است . روش نپر هندسي بود ، در حالي كه روش بورگي جبري بود . امروزه لگاريتم عموما به عنوان يك نما تلقي مي شود .
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 24 فروردین1388ساعت 11:25 توسط Siavash.math
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 29 اسفند1387ساعت 20:31 توسط Siavash.math
|
|
||
|
|
|
|
|
باید پس از خواندن سؤال در عرض فقط 5 ثانیه به آن جواب درست را بدهید در پایان تعداد پاسخهای درست شما ضرب در 10 میشود و میزان آی کیو شما را نشان میدهد.
» برای مشاهده سوالات روی ادامه مطلب كلیك كنید.. 1- بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟
2- اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟
3- من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟
4- عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟
5- مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟
6- اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟
7- فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟
8- اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟
9- حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟
10- اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه 17 اسفند1387ساعت 14:36 توسط Siavash.math
|
|
||
|
|
|
|
|
شما بگید ۱۲ تا هستند یا ۱۳ تا؟
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 5 اسفند1387ساعت 20:54 توسط Siavash.math
|
|
||
|
|
|
|
|
دراین بخش از راه تحلیل های متفاوتی تلاش می شود تا راه حلی برای پارادوکس راسل ارایه داده شود. هرتحلیل بایستی به طورجداگانه مدنظر قرار گیرد.
وحدت موضوعی ساختاری اعضای مجموعه راسل A از وحدت موضوعی برخوردارند که این وحدت موضوع عبارت است از: عضوی ازخود نبودن. مجموعه A هم، عضوی ازخود نیست و این وحدت موضوع شامل آن می شود، اما این به معنی قرارگرفتن(عضویت) A درخودش نیست. این امرعین خودِ مجموعه A است. جهت روشن شدن چگونگی شمول این وحدت موضوع درمورد A مثالی را مطرح می کنیم: فرض کنید من دراتاقی نشسته ام و مجموعه اشیا واقع دراتاق را درنظرمی گیرم. اگر میزی جزو اشیا این اتاق باشد پس عضوی ازمجموعه مورد نظرخواهد بود. موضوع هرعضو ازاین مجموعه « شی واقع دراین اتاق» است. سؤال این است: آیا« دراین اتاق بودن میز» هم چیزی واقع دراین اتاق است؟ پاسخ این است که دراین اتاق بودن میز یک چیز واقع دراتاق نیست؛ دراین اتاق بودن میزعین خود آن است. « دراین اتاق بودن ِ میز» با عینیت میز درآمیخته است و به این ترتیب وحدت موضوعی درمورد آن هم به نوعی صادق است، اما به معنی جدایی « دراین اتاق بودن میز» ازعین میز وعضویت آن درمجموعه مورد نظر نیست. A مشمول وحدت موضوعی ساختار مجموعه A است، اما این شمول به معنی عضویت A درخودش نیست. شمول وحدت موضوعی درمورد A با عینیت A مرتبط است. در تئوری وحدت موضوعی ساختاری، اعضای هرمجموعه ای براساس موضوعی واحد به عضویت آن درآمده اند و هرعضو یک محمول predicate ازآن مجموعه محسوب می شود. درباره مجموعه A با این مساله روبروییم که آیا وحدت موضوعی اعضای A درمورد خود مجموعه A نیز درست است؟ و اگر بله، آیا مجموعه A می تواند محمول خودش واقع شود؟ با قبول این تئوری، اگر مجموعه A مشمول وحدت موضوعی اعضای خود نباشد یعنی بر مجموعه A عضوی ازخود نبودن صدق نکند، آن گاه A مجموعه ای است که عضوی از خود است و این عضو که همان مجموعه A است به این ترتیب مشمول وحدت موضوعی اعضا شده است و این تناقض است. در این تئوری، وحدت موضوعی اعضا در مورد خودِ مجموعه A درست است، اما این شمول عین A است پس عضوی از خود نبودن آن، محمول خودش واقع نمی شود. برای بررسی دقیق تر مطلب به تحلیل گزاره « میز، میزاست.» می پردازیم که ارتباط نزدیکی با موضوع دارد. دراین گزاره، میز دوم بر میز بودن کلمه اول صحه می گذارد: در این جا فرض براین است که میز مشخصی مد نظراست، درغیراین صورت گزاره مورد نظر، بیان همانیّت میزاست. با فرض میز معینی، به این میزمی توان محمول هایی را نسبت داد مانند: شکل و فرم، جنس، اندازه و ... مجموعه تمامی محمول های قابل انتساب به میز را درنظر می گیریم. موضوع subject هریک ازاین محمول ها میزاست. وحدت موضوعی محمول های میز، میز بودن است. هر یک ازاین محمول ها جدای ازآن میزمعین، موضوع مندی خود را از دست می دهند. حاصل وحدت مندی محمول های میز در دستگاه ادراکی ما، میز است.( البته وحدت محمول ها چیزی بیش ازجمع محمول هاست و درواقع محمول های مجزا به وحدت نمی رسند؛ وحدت محمول ها بیانی نارسا ازاین رویداد است.) این وحدت محمول ها درادراک ما، تعیّن- بخشی انفرادی هر محمول درجهت موضوعیت یافتن میز را ممکن می سازد، پس محمولیت هرمحمول جدا از وحدت ادراکی محمول ها ممکن نیست. اکنون پرسش اساسی این است : آیا درگزاره فوق، میزدوم محمول واقع می شود؟ اگر میز دوم- که دال بر میز بودن کلمه اول است- محمول واقع شود، دچارتناقض می شویم. تناقض چنین است : اگرمیز به عنوان محمول، عضوی از مجموعه تمام مجموعه های میز باشد، وحدت موضوعی هرمحمول شامل آن نیز می شود؛ یعنی موضوع میز به عنوان محمول، میز است، پس میز بودن به عنوان محمول، متعلق وحدت ادراکی محمول ها واقع می شود. دراین صورت میز به عنوان محمول فاقد محمول های متعلق دستگاه ادراکی ما است و در وحدت مندی ادراکی نقشی همانند سایر محمول های میز دارد و در نتیجه میز بودن یا همان میز به عنوان محمول درعرض سایر محمول ها قرار می گیرد و ازآن جا که میز حاصلِ وحدت ادراکی محمول هاست پس شامل همه محمول های منتسب به آن است و نه درعرض آنها. به این ترتیب، میز به عنوان محمول هم درعرض سایرمحمول هاست و هم شامل همه آنها و این یک تناقض است. پرسش موازی آن است که موضوع میز بودن چیست؟ اگرموضوع میزبودن، میز باشد، دراین صورت میز بودن نیز یک محمول می شود که متعلق وحدت ادراکی واقع می شود و درعرض سایر محمول ها قرار می گیرد و ازسوی دیگر، میز بودن حاصل وحدت ادراکی است و شامل همه محمول هاست، پس باز هم دچار تناقض می شویم. ازپاسخ این دو پرسش به این نتیجه می رسیم : 1) میزبودن میز، عین میزاست و امری جدا ازآن نیست. میزبودن آن، محمول میز نیست بلکه عین ِ یا خود میزاست. خود میزعینیتِ میزبودن است. 2) موضوع میزبودن، عین میزی میز است و میزی آن حاصل وحدت ادراکی ماست. اکنون براساس تئوری وحدت موضوعی ساختاری، درباره پارادوکس راسل درمجموعه A چنین می توان گفت: موضوع هرعضو A عضوی از خود نبودن است. موضوع مجموعه A ، عضوی از خود نبودن است که این موضوع عین A است و درنتیجه مجموعه A محمول خودش نیست و به عضویت خود درنمی آید، همان طور که میزبودن میز یا دراین اتاق بودن میز، عین میز است و محمول آن نیست. « این تئوری، طبیعی ترین راه حل پارادوکس راسل است.»
یادداشت : مجموعه { 4,3,2,1} را درنظرمی گیریم. مجموعه ی « مجموعه اعداد فرد و مجموعه اعداد زوج» ازاین مجموعه عبارت است از: {{ 4,2} , { 3,1}}= B. وحدت موضوعی درساختار B چیست؟ پاسخ این است : « مجموعه اعداد فرد یا مجموعه اعداد زوج» بودن. دراینصورت اگر عضو نامشخصی ازمجموعه B داده شده باشد، نمی توان گفت این عضو« مجموعه اعداد فرد» است یا« مجموعه اعداد زوج». به عبارت دیگر، سخن صریحی درباره این عضو نمی توان گفت. دیده می شود که درB ، وحدت موضوعی ساختاری امری منفصل است و با « یا» بیان می شود. وحدت موضوعی هرعضو B با عضو دیگر، « مجموعه اعداد فرد یا مجموعه اعداد زوج» است.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 30 بهمن1387ساعت 19:16 توسط Siavash.math
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در یکشنبه 22 دی1387ساعت 12:35 توسط Siavash.math
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در دوشنبه 9 دی1387ساعت 1:22 توسط Siavash.math
|
|
||